عليرضا عضد الملك

77

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

و ندانستم زمين آن مرزوبوم از وفور سرور بود كه از نزول اين عطيّه سلطانى به رقص آمد يا حمل انوار سبحانى را كه در نذر همايونى مدغم بود نتوانست ، كه اندامش را رعشه و تزلزل گرفت . ساعت پنج از شب ، [ زمين ] چنان حركتى كرد كه گويى گوى غبرا در حلقهء چوگان شاهنشاه ايران افتاد يا گاو زمين از كمند آن خسرو فيروزمند به زانو درآمد . بالجمله آن شب را در آنجا بوده على الطلوع روانه شديم . و در آن منزل يكى از سربازها حلقهء طلايى جست كه اين صفت دارد : آدمى ساخته‌اند به اندازهء برنج و از سر او حلقه‌اى است به شكل اكليل 52 ، به صنايع چين مىماند و مصرفش خزامهء اعراب است ؛ و آن حلقه‌اى است كه زنان عرب به بينى كنند . يك تومان به سرباز انعام داده گرفتم . به لحاظ [ حضرت ] اقدس مىرسد . دوشنبه نهم [ ذى الحجه ] از هارون‌آباد عزيمت كرند نموده روانه شديم . اطراف جاده همه‌جا سبز و خرم و باطراوت و گلگشت ارم است و در دو طرف كوه‌هاى پرآب و علف و در دامن آن جبال ، ايلات كلهر و چوپان‌كاره افتاده بودند و در همان روز عزيمت آن داشتند كه از آن‌جاها كوچيده به اطراف كرمانشاه و ييلاقات خود بروند . بعضى در جناح حركت بودند و بعضى تدارك رفتن مىنمودند . از هارون‌آباد الى دو فرسنگى جاده صاف و بين الجبلين 53 است . از كنار جاده تا فراز كوه جوقه‌جوقه 54 كبك و تيهو در قهقهه و خرام بودند . پس از آن وارد دره [ اى ] شده كه تا نيم فرسنگ سنگلاخى صعب و سخت بود و بعد به جادهء صاف افتاديم [ كه ] از هر طرف آن دره [ اى ] منشعب مىشد و دره‌هاى ديگر بود كه هريك از ديگرى سبزتر و خرم‌تر به نظر مىآمد . در نهايت دره كه ابتداى جلگهء كرند است خسرو خان گوران ، عمومى ملك نياز خان احداث مزرعه [ اى ] نموده [ و ] خود او با عيال اغلب اوقات آن‌جاست . خانه‌هايى با نظم و قاعده ساخته است شبيه به ميدان كه اطرافش حجرات باشد و براى خود عمارتى مرتفع كه نسبت به خانه‌هاى رعيتى ، خانهء خان است بنا نهاده و قناتى معتبر دارد . گويند بعد از آن‌كه چند پشته از كاريز را كنده بود قناتى برآمده كه بسيار پرآب و محكم است و از آثارش چنان معلوم مىشود كه در ازمنهء سالفه 55 همان‌جايى كه حال آباد و مزرعه شده آباد بوده است و آن قنات به آن‌جا اختصاص داشته است . [ خسرو خان در ] سوى آن [ قنات ] قناتى از نو كنده است . مكانى خوب و مزرعه به‌جا واقع شده . خيلى زحمت كشيده و زياده از آنچه اميد منفعت در او هست مخارج كرده . نواب و الا عماد الدوله در عوض اين خدمت تعهد ، استدعاى بذل مراحم از پيشگاه خلافت عظمى اعلاه اللّه براى او كرده و خود نواب معزّى اليه همه ساله سالى يك‌صد تومان به او مىدهد . خود خسرو خان را نديدم ، آن‌جا نبود . اولاد و كسانش در استقبال هديهء همايونى آمده و مشايعت هم نمودند . حاجى ميرزا رحيم و ميرزا